X
تبلیغات
نکته های جالب

نکته های جالب

موفقیت

25 ويژگي مديران بهره ور

آيا شما مدير كارآمد و بهره‌وري هستيد ؟ آيا مي‌دانيد مديران بهره ور چه ويژگي‌هايي دارند ؟به 25 ويژگي مديران بهره ور كه در پي مي‌آيد توجه كنيد و هر كدام از اين ويژگيها كه در شما موجود مي‌باشد علامت بزنيد اين ويژگي‌ها چنين‌اند ؟
1- فرهنگ سازماني ؛ فرهنگ ملي و فرهنگ جهاني را به خوبي مي‌شناسد و براي رسيدن به توسعه فرهنگي با دانايي عمل مي‌كند .

2- به تمام زواياي كار و محيط پيرامون خود نگاه سيستمي و شبكه‌اي دارد .

3- به نيازهاي انساني كاركنان توجه دارد و به ارزش هاي والاي انساني ارج مي‌نهد .

4- كاركنان را به كاربرد طيف‌هاي گوناگون دانش ( خرد ؛ معرفت )تشويق مي‌كند .

5- به هم افزايي ( سينرژي ) در فكر و عمل ؛ اعتقاد قلبي دارد .

6- زمينه‌هاي اصلاح نگرش‌هامهارتهاو افزايش دانش خود و كاركنانش را فراهم مي‌آورد

7- صلاحيت‌هاي حرفه‌اي و فني دارد ( در خصوص حرفه خود ؛شانه به شانه آخرين فنون حركت مي‌كند )

8- در پي اصلاحات است و مي‌داند اصلاحات را از كجا آغاز و در كجا متوقف كند .

9- مستمراً در پي شكوفايي استعدادهاي خود و كاركنانش است .

10 براي روشن ماندن موتور سازمانش ؛ همواره خود انگيخته و پرانگيزه عمل مي‌كند و كاركنان را انگيزه مند مي‌سازد .

11-پيش قدم ؛ خود آغاز گر ؛ خود پيش برنده ؛ خود ناظر و خود ارزشياب است و ديگران را نيز به اين امر دعوت مي‌كند .

12- رويارويي با مشكلات را دوست دارد و مي‌خواهد قابليت‌هاي خود و كاركنانش را در اين زمينه‌ها بيازمايد

13- هدف گرا ؛ فرايند گرا ؛ پيشرفت گرا و توفيق گراست .

14- چشم انداز مشاركتي دارد و افكارش را با كاركنان در ميان مي‌گذارد و از انديشه‌هاي خوب آنان براي ارتقاء سازمان بهره مي‌جويد .

15- موازنه‌هاي معقولي بين استعدادها و انتظارات ؛ قابليت‌ها ؛ امكانات و ....... برقرار مي‌كند .

16- مديريت اختلاف را به معناي واقعي مي‌شناسد و براي مشاجرات از طريق مذاكره و تعامل عمل مي‌كند .

17- كارها را به نحو اثر بخش واگذار مي‌كند ( وظايف و مسئوليت‌ها و اختيارات مناسب را به طور صحيحي ؛ منطقي و به روشني تعريف مي‌كند .

18- براي رفع ؛ تنگناها ؛ محدوديت‌ها ؛ خلاءها و نارسايي‌ها ؛ بي‌وقفه مي‌كوشد و فرصت‌ها و تهديدها را به خوبي مي‌شناسد .

19- تدابير پيشگرانه و تصحيح كننده را به خوبي تنظيم و اعمال مي‌كند .

20- پيوسته بر پيشرفت كارطراحي؛ برنامه هاي عملياتي ؛ بودجه‌ها و هزينه‌ها نظارت دارد و به هدايت مستمر ؛‌ نظارت مستمر وارزشيابي مستمر كليه امور مي‌پردازد .

21- نوآوري و خلاقيت را در تمام سطوح كاركنان تشخيص مي‌دهد و زمينه‌هاي پرورش و گسترش اين خلاقيت‌ها را فراهم مي‌آورد .

22- بحران‌ها را مي‌شناسد و در اوقات بحراني ؛ با شاخص‌ها و پيچيدگي‌هاي معلوم و نامعلوم ؛ با قاطعيت و مهارت برخورد مي‌كند .

23- دربرنامه‌ريزي‌هاي راهبردي سازمان ؛ كارگروهي و بازخورد گرفتن از بدنه را يك اصل مي‌داند .

24- به فن آوري ارتباطات ( ICT) و توسعه معقول و متناسب آن در سازمان معتقد است .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عباس رمدانی  | 

5 راه براي افزايش هوش

اگر مي خواهيد به هوش خود بيافزاييد و آن را در سنين بالا نيز حفظ كنيد. 5 روش زير را دنبال كنيد تا سلولهاي مغزي خود را بسازيد.عقيده دانشمندان در مورد سلولهاي مغز به اين صورت است كه در زمان تولد تعداد مشخصي از سلول هاي مغزي را داريم و به مرور با پير شدن هر چه بيشتر كم كم تعداد بسيار زيادي از آنها را از دست مي دهيم. تحقيقات گسترده در اين باره نشان داده اند كه سلولهاي مغزي جديد در طول زندگي نيز بر خلاف آنچه در گذشته تصور مي شد،توليد مي شوند و نيز اينكه مغز در صورت استفاده هر چه بيشتر از آن قابليت رشد و حجيم تر شدن را دارد. تحقيقات و مطالعات حاكي از آن است كه به عنوان مثال درشكه رانان در قسمتي از مغز خود كه مربوط به كنترل نقشه يابي تصويري است، رشد بيشتري داشته و نيز پيانيست ها و نوازندگان متبحر نيز در بخشي از مغز كه كنترل و اداره موزيك را در اختيار دارد،حجم بيشتري را دارا هستند. از طرف ديگر،تحقيقاتي كه اخيراً در اين مورد انجام شده است،حاكي از آن است كه افرادي با مشغلهاي مهارتي بالا مانند :مهندسين، معلمان و بسياري ديگر از شغل هاي مشابه، داراي سيناپس هاي بيشتري هستند. سيناپس ها همان رابطين بين سلولهاي مغزي هستند كه به ذخيره سازي اطلاعات كمك مي كنند.

يك روز شايددرآينده اي نزديك پزشكان قادر باشند سلولهاي جنين را كه مي توانند به هر نوع سلولهاي مورد نياز تبديل شوند، به مغزبشر تزريق كنند. به اين طريق مي توان بيماري هاي نظير آلزايمر و پاركينسون رادرمان نمود و نيز براي ساير افراد سالم نيز راهي باز كرد تا بتوانند با فكر سالمشان ارتباط برقرار كنند. تا آن زمان برسد، ممكن است فرصت فعلي از دست برود. پس مي توانيم با استفاده از چند راه ساده تواناي سلول هاي مغزي را در حد ماكزيمم آن حفظ كنيم.

1 – سلولهاي مغزي خود را به كار اندازيد:

تحقيقات انجام شده نشان مي دهند افرادي كه تمرينات فيزيكي انجام مي دهند، سلولهاي مغزي بهتري را پرورش مي دهند. دانشمندان در مطالعات موسسه تحقيقات بيولوژيكي دريافتند كه موش هاي بالغي كه تحت ورزش كردن قرار گرفته اند، سلولهاي جديد بسياري را در قسمت هيپوكامپوس مغز خود، بخشي كه مربوط به يادگيري و حافظه است، به نسبت آن دسته كه تنها گوشه اي نشسته اند و وقت خود را صرف صحبت و به اصطلاح chat كردن در Chat rom هاي اينترنتي مي كنند كسب كرده اند. از طرف ديگر ثابت شد كه انجام حركات ورزشي دلخواه و مورد علاقه تاثيرات چند برابر به نسبت انجام صرف يك سري حركات ورزش مشخص خواهد گذاشت. بنابراين، اين مورد به دست آمد . مي تواند به اين معني باشد كه سعي كنيد راهي بيابيد تا با ورزش كردن خود لذت ببريد از اينكه تنها خود را مجبور به انجام آنها بكنيد تا به اين طريق هم با هوش تر شويد و هم شادتر زندگي كنيد.


چه بايد كرد؟


يك ورزش را به طور مستمر انجام دهيد. مانند: ماراتون، دودين تفريحي و غيره يا اينكه يك ياردر تمرين كردن براي خود در نظر بگيريد تا انجام حركات را جالب تر و ادامه كار را سهل تر كند. هيچكس نمي تواند دقيق و به درستي مشخص كند كه چه مقدار ورزش براي سلول هاي مغز كافي و مناسب است،اما در مورد موش ها حدود 4 تا 6 مايل در روز موثر بوده است.


2 – ذهن خود را ورزش دهيد:


تنها تمرينات فيزيكي نيست كه به رشد سلولهاي مغزي كمك مي كند. شما نيز مانند همان درشكه رانان يا پيانيست ها مي توانيد با استفاده از سلولهاي مغز و وادار كردن آنها به كار در زمينه هاي مختلف، از مغز نمود بخش هاي گسترده و متفاوتي بسازيد. يافتن راههاي ساده در استفاده از توانايي مغزي مي تواند به رشد و ترميم سلولهاي عصبي و دندريتها، شعباتي از سلول ها كه اطلاعات رادريافت كرد. به جريان انداخته و در جهت درست مصرف مي كنند، به ميزان زيادي كمك كند. درست مانند يك ورزش مخصوص weighr lifting (افزايش حجم ووزن) در بدنسازان كه كمك به رشد و كار افتادن ماهيچه ها و عضلات تحتاني بلا استفاده مي كند،راههاي مشخص و درست فكر كردن و دور كردن كلمات قبلاً ياد گرفته شده مي تواند عمل پخش هاي غير فعال مغز را بهبود بخشد و آنها را به كار اندازد.


چه بايد كرد؟

مزه ها و بوهاي جديد را تجربه كنيد. كارهاي جديد انجام بدهيد. مثلاً از راههاي جديدي براي رفتن به سركار استفاده كنيد. به جاهاي جديد سفر كنيد . هنرهاي شخصي و جديد خلق كنيد رمان هاي داستايووسسكي را مطالعه كنيد. يك كمدي جديد در مورد ”تد كندي و راش ليمباوف“ Rush Limbanugh بنويسيد. به خصوص،سعي كنيد تمام كارهايي را تجربه كنيد كه به هر طريق شما را وادار مي كنند از تمام روش هاي فيزيكي و روحي ديرينه و يكسان قبلي خود فاصله بگيريد و چيزهايي جديد و ناشناخته را تجربه كنيد.

3 – غذاهايي مانند ماهي مصرف كنيد:

روغن هاي امگا – 3 كه در گردو، دانه كتان و به خصوص ماهي كشف شده است ، به عنوان انواع سالم و بدون ضرر براي قلب به شمار مي روند. به علاوه، تحقيقات اخير نشان داده اند كه اين دسته از روغن ها به عنوان تقويت كننده هاي مغزي نيز شناخته شده هستند و اين به دليل كمك آنها به سيستم انتقال خون كه اكسيژن را به مغز انسان پمپ مي كند، مي باشد. همچنين اين مواد عمل كليه اجزاء سلولهاي اطراف مغز را كه آن رادر برگرفته اند. را نيز بهبود مي بخشند. اين نشان مي دهد دليل اينكه چرا افرادي كه به مقدار زياد ماهي مصرف مي كنند، كمتر در معرض ابتلا به فشارهاي عصبي، ازدست دادن تمركزو كم حافظه شدن قراردارند. دانشمندان ثابت كرده اند كه اسيدهاي چرب اصلي براي رشد مناسب مغز در كودكان بسيار ضرورت دارند و بنابراين امروزه آن ها را به فرمول هاي مواد غذايي مورد استفاده كودكان مي افزايند. امكان اين امر وجود دارد كه شما نيز با مصرف مناسب اين روغن ها، هوش ، استعداد و موقعيت ذهني خود را به ميزان در خور توجهي افزايش دهيد.

چه بايد كرد؟

استفاده حداقل 3 وعده غذاي ماهي مانندسالمون ، ساردين ها، ماكرل و تن ها شروع خوبي خواهد بود. در ذهن خود بسپاريد. ماهي هايي كه با (محيط هاي ) مواد شيميايي خطرناك رشد كرده اند، مي تواند بسيار خطرناك باشند و اثرات بدي در بدنتان به جاي بگذارند بنابراين از مصرف ماهي هايي مانند: ماهي اره ماهي اره اي (sword fish)، ماهي هاي درنده،كوسه ماهي ها (shork) و نيز هر نوع ديگري كه هر طريقي در معرض آب هايي با آلودگي بالا بودند ،حذر كنيد. التبه تمام انواع ماهي ها كه به طور مشخص عاري از تركيبات شيميايي مانند جيوه و يا هر نوع سم و مواد خطرناك ديگري مي باشند نيز مي توانند به جاي موارد مذكور مصرف شوند. نيز مي توانيد آنها را با روغن هاي گردو و تخم مرغ هايي كه به طور ويژه توليد مي شود و حجم بالايي از روغن هاي 1 مگا 3 را در خود دارند و بپزيد و اين نيز از دانه هاي كتان و غلات و حبوبات در سالاد خود استفاده كنيد. اين نكته مهم را فراموش نكنيد كه با وجود اينكه دانه هاي مختلف ايمن و سالم هستند ولي مصرف زياد روغن دانه كتان (Fkaxseed) مي تواند به خطر ابتلا به سرطان پروستات را افزايش دهد.

4 – مصرف چربي زياد را متوقف كنيد؟

آيا چربي ها قادرند شما را كند ذهن كنند؟ در تحقيقات انجام شده دردانشگاه تورونتو، موش هايي كه در معرض يك رژيم غذايي با 40% چربي قرار گرفتند، مهارت هاي ذهني خود را در زمينه هاي مختلف از دست دادند. مانند حافظه ، هوشياري و تشخيص فاصله و نيز يادگيري قوانين. مشكلات زماني كه در رژيم غذايي چربي هاي اشباع به كار گرفته شدند،بيشتر و بدتر شده چربي هاي اشباع در گوشت و محصولات لبني بسيار فراوانند. اين تحقيقات دو دليل عمده را خاطر نشان مي كنند: 1 – اينكه چربي مي تواند ميزان اكسيژن رساني خون را كاهش داده و كلاً جريان خون غني از اكيسژن را كند كند تا به مغز به ميزان كافي اكسيژن نرسد و 2 – مي تواند موجب كند شدن متابوليسم گلوكز شود كه نوعي قند مورد نياز براي تغذيه و كارايي سلولهاي مغزي مي باشد.

چه بايد كرد؟

گوشت بي چربي مصرف كنيد، مواد لبني كم چربي به كار ببريد. ماهي و لوبيا و كلاً بنشن زياد مصرف كنيد. شما مي توانيد بدون نگراني تا 30% از كالري روزانه خود را به شكل چربي دريافت كنيد. ولي توجه داشته باشيد بيشتر مقدار آن بايستي از ماهي هاي مذكور، روغن هاي طبيعي مثل روغن زيتون،دانه هاي گياهي و روغن طبيعي مانند گردو و فندوق، كسب شود. هر كاري مي خواهيد بكنيد ولي تا حدامكان از مصرف روغن هاي متداول و مورد مصرف در پخت غذاهاي حاضري پرهيز كنيد. (دنبال روغن هايي با برچسب هيدورژنه شده دربازار بگرديد).

5 – يك متفكر واقع بين باشيد، نه يك مصرف كننده نوشيندي هاي الكلي:

اين تفكر كه الكل سلول هاي مغز را مي كشد يك عقيده كهنه شده قديمي است، و واقعيت اندكي پييچيده تر است. در حقيقت ، مطالعه روي 3500 مرد ژاپني،نشان داده است كه كساني كه مصرف نوشيندني هاي الكلي را به طور متوسط و ميانه انجام مي دهند، (در اين مورد، حدود 1 بار درروز) قدرت عملكرد ادراك عملي بيشتر و بهتري در زمان پير شدن به نسبت كساني كه اصلاً الكل نمي نوشند،دارند. متاسفانه به مجرد اينكه مصرف شما از حد ميانه تجاوز كند، حافظه، زمان عكس العمل بدن و توانايي هاي دستي وذهني مثلاً ضربه زدن و نشانه گيري هدف در انواع و اقسام بازي هاي پلي استيشن، كم كم رو به انحطاط و از دست رفتن مي روند. تحقيقات روي موش ها نشان داده اند كساني كه مقادير بالايي الكل مصرف مي كنند، داراي سلول هاي مغزي جديد كمتري در مقايسه با ساير افراد در هيپوكامپونس خود هستند. اين نشان دهنده اين مطلب است كه الكل و نوشيندني هاي الكل دار نه تنها موجب تخريب سلولهاي مغز مي شوند، بلكه از ترميم و رشد مجدد آنها نيز جلوگيري مي كنند.

چه بايد كرد؟

يك يا 2 ليون نوشيدني مخصوص بالغين در هنگام شام به هيچ وجه مشكل براي شما ايجاد نخواهد كرد و به علاوه شراب قرمز غني از مواد آنتي اكسيدان و آبجوي تيره (مثل ماء الشعير) موثرترين نوع به شمار مي روند. مقادير بيشتر از آن، مي تواند نيروي تفكر شما را به مرور زمان مختل كند. به علاوه بايد بدانيد كه نوشيدن هرگونه مواد الكلي حداقل براي يك مدت كوتاه مي تواند توانايي عملي شما را مختل كند و بنابراين چنانچه مثلاً امروزقصد داريد رهبري يك جلسه را به عهده بگيريد يا رابطه اي خاص را اداره كنيد، مثل يك پر خورد جديد يا آغاز يك دوستي جديد در حين يك جلسه آشنايي، هرگز الكل ننوشيد. چنانچه به تمام موارد مذكورعمل كنيد، انتظار نداشته باشيد يك شبه تبديل به يك دانشمند شويد. ولي مي توانيد انتظار داشته باشيد كه هوشتان كمي بيشتر شود،خلاق تر شويد و نيز هر روز از انرژي بدني بالاتري بهره مند شويد. نيز مي توانيد ساير بقيه دوران عمر زندگي خود را بدون از دست دادن توانايي هميشگي تان با آرامش سپري كنيد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عباس رمدانی  | 

کليدهاي موفقيت ذهن را چگونه تقويت کنيم !


کليدهاي موفقيت ذهن را چگونه تقويت کنيم !

تنبلي يکي از شايع ترين مشکلاتي است که مردم با آن دست به گريبان هستند. حتما شما هم کارهاي عقب افتاده مهم زيادي داريد که مدت هاست آن ها را عقب مي اندازيد و اقدامي براي انجام دادنشان نمي کنيد . چقدر کارهاي عقب افتاده داريد ؟ چرا زودتر اقدام نمي کنيد ؟

مطالعه و بررسي زندگي مردان و زنان موفق که سرعت قابل ملاحظه اي در پيشرفت داشته اند ، نشان مي دهد که مهمترين ويژگي آن ها (( عمل گرايي )) است ، اين افراد فورا و مستقيما به سراغ کارهاي اصلي خود مي روند وخود را موظف مي کنند تا به طور مداوم و خستگي ناپذير به انجام کارشان پرداخته و آن را به اتمام رسانند. امروز و فردا کردن و به تعويق انداختن کارها علت اصلي ناکامي هاي زندگي افراد است. يکي از راه هاي رسيدن به يک زندگي عالي و موفقيت شغلي اين است که عادت شروع کردن فوري کارهاي اصلي و مهم و تمام کردن آنها را در خود ايجاد کنيد . وقتي اين عادت در شما ايجاد شود ديگر به پايان رساندن کارهاي مهم آسان تر از رها کردن و به تعويق انداختن آنها مي شود. فقط به کمي تغيير در انديشه و تمرين نياز داريد . بهترين تمريني که به شما توصيه مي کنم خوردن يک بشقاب خوراک سوسک با سس مورچه است.

يک بشقاب خوراک سوسک ميل کنيد!

اگر در صورتي که فورا به سراغ کارهاي مهمتان نرويد ، مجبور باشيد يک بشقاب خوراک سوسک بخوريد چه مي کنيد ؟ اگر من به جاي شما بودم ، فورا کارم را شروع مي کردم ! عقب انداختن کارها فرصتهاي پيشرفت زيادي را از شما سلب نموده و صدمات فراواني به زندگي تان زده است که اگر به دقت به آنها بينديشيد ، خواهيد ديد که خوردن سوسک راحت تر از پذيرفتن آن همه صدمات است و حاضر مي شويد خوراک سوسک را بخوريد ولي زمان به عقب برگردد و تنبلي خود را جبران کنيد.

زياد به گذشته فکر نکنيد و به فکر امروز و فردا باشيد . به خاطر داشته باشيد که آينه عقب ماشين براي آن نيست که عقب عقب رانندگي کنيد ، بلکه براي آن است که گاهي پشت سر خود رانيز نگاه کنيد ! پس بهتر است از همين حالا نگاه خود را به زندگي و رفتارتان تغيير دهيد و يادتان نرود که جلوي ضرر را هروقت بگيريد ، منفعت است .

يک بشقاب خوراک سوسک بخوريد!

اگر مهمترين کاري که قرار است در طول روز انجام دهيد ، خوردن يک بشقاب سوسک باشد، چه مي کنيد ؟ بهترين اقدام اين است که قبل از هر کاري فورا خوراک سوسک را ميل کنيد ، يعني بنشينيد و بدون اتلاف وقت تمام بشقاب خوراک سوسک را بخوريد . اگر بنشينيد و به خوراک سوسک نگاه کنيد ، بعد از گذشت ساعت ها هنوز هم هيچ کاري نکرده ايد و هيچ اتفاق تازه اي نيفتاده است . پس فورا آن را بخوريد و پس از آن به سراغ کارهاي ديگرتان برويد . اولين اقدام افراد موفق اين است که قبل از انجام هر کاري فورا به سراغ مهمترين کارخود مي روند و آن را به اتمام مي رسانند، يعني فورا خوراک سوسک خود را مي خورند. بدترين کاراين است که کاري را که به هيچ وجه لازم و ضروري نيست به بهترين وجه انجام دهيد. گوشه اي بنشينيد و فهرست کارهاي عقب افتاده خود را روي کاغذ بياوريد ، يعني تمامي افکارتان را بنويسيد . وقتي آن را مي نويسيد همه شفاف و قابل لمس مي شوند . کارهايي که نوشته نشده اند، منجر به سردرگمي ، ابهام و اشتباهات بسيار مي شوند.

حال ، کارهاي نوشته شده را به ترتيب مهمترين تا بي اهميت ترين آنها به روش کد گذاري حروف ابجد به شرح زير مرتب کنيد:

١ - کد (( الف )) را در مقابل کارهاي بسيار مهم قرار دهيد :

کارهايي که بايد حتما و هر چه زودتر انجام شوند ، و گرنه با پيامدهاي جدي مواجه خواهيد شد . اين کارها همان هايي هستند که انجام دادن آنها را به خوردن خوراک سوسک تشبيه کرديم .

٢ - کد (( ب )) را در مقابل کارهايي قرار دهيد که پيامد انجام ندادن آنها زياد شديد نيست ، يعني اگراين کارها راانجام ندهيد ، ناراحتي و مشکل ايجاد مي شود ، اما تاثير آن به شدت موارد (( الف )) نيست . يادتان باشد که هرگز نبايد قبل از انجام تمامي موارد (( الف )) به سراغ کارهاي (( ب )) برويد.

٣ - کد(( ج )) کارهايي هستند که انجام دادن آنها خوب است ، اما ترک آن ها پيامدي ندارد .

٤ - کد (( د )) براي کارهايي است که مي توانيد انجام دادن آن ها را به اشخاص ديگر محول کنيد . پس اين کار را بکنيد و کس ديگري را مامور انجام دادن آنها نماييد.

٥- کد (( ه )) را براي کارهايي در نظر بگيريد که بايد آن ها را به کلي حذف کنيد. اينکارها را معمولا ازروي عادت و يا چون از آنها خوشتان مي آيد انجام مي ديد.

پس از کد گذاري فهرست کارهايتان بايد فورا با گروه (( الف )) شروع کنيد . براي کارهاي (( الف )) يکي پس از ديگري مهلت تعيين کنيد . کار بدون تعيين مهلت هيچ اضطراري براي انجام شدن در شما ايجاد نمي کند و به احتمال زياد آن را به عقب خواهيد انداخت . حال نوبت به برنامه ريزي کاملا ساده براي انجام کارهاي (( الف )) براساس مهلت هاي تعيين شده مي رسد. ديگر نوبت اقدام فوري براساس برنامه است. به ياد بسپاريد برنامه متوسطي که بسيار خوب اجرا شود خيلي بهتر از يک برنامه عالي است که هيچ اقدامي براي انجام آن صورت نگيرد.

انجام دادن هر يک از کارهاي گروه (( الف )) سکوي پرشي است که به شماانرژي بخشيده و شما را آماده کارهاي بعدي کرده و از طرف ديگر اعتماد به نفس شما را نيز بيشتر مي کند. بااجراي اين روش ساده خواهيد ديد که کارآيي شما دو تا سه برابر گذشته مي شود و ياد مي گيريد که هر روز خوراک سوسک خود را قبل از هر اقدامي بخوريد .

چگونه يک بشقاب خوراک سوسک را مي خوريد ؟!

چگونه يک بشقاب خوراک سوسک را مي خوريد ؟ پيشنهاد مي کنم يک قاشق يک قاشق بخوريد ! يکي از مهم ترين روش هاي غلبه بر تنبلي اين است که به جاي آن که به کل کار بزرگي که پيش رويتان قراردارد فکر کنيد ، ذهن خود را فقط روي همان قسمت از کاري که در حال انجام آن هستيد ، متمرکز کنيد . هر زماني که خواستيد کار بزرگ و مهمي راانجام دهيد ، خود را موظف کنيد که هر بار فقط تا جايي که مي توانيد جلو برويد و از کارهاي انجام شده خود انرژي لازم را براي ادامه راه کسب کنيد.

اقدام مهم ديگر براي مبارزه با تنبلي ، فقط و فقط اقدام فوري است . به محض آن که اولين گام را برداريد خود را در مسير ادامه کار خواهيد يافت ، کافي است پيوستگي و مداومت در انجام ان را حفظ کنيد .

بد نيست بدانيد که با اين روش مي توانيد حتي يک فيل بزرگ را بخوريد ، چه رسد به يک بشقاب خوراک سوسک !
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عباس رمدانی  | 

اهمیت برنامه ریزی

كوان‌تسو فيلسوف چيني: 

اگر براي يك سال برنامه‌ريزي مي‌كنيد گندم بكاريد،

اگر مي‌خواهيد براي ده سال برنامه‌ريزي كنيد درخت بكاريد

و در صورتيكه براي يك عمر برنامه‌ريزي مي‌كنيد انسان تربيت كنيد

 (از کتاب: اصول برنامه‌ريزي آموزشي و درسي،محمدعلي فرجاد


هرگز اشتباه نکن

اگر اشتباه کردی ... تکرار نکن

اگر تکرار کردی ... اعتراف نکن

اگر اعتراف کردی ... التماس نکن

و اگر التماس کردی ~ دیگر زندگی نکن


حرفی رو بزن که بتونی بنويسی...

چيزی رو بنويس که بتونی پاشو امضا کنی...

   چيزی رو امضا کن که بتونی پاش بايستی!........

- ناپلئون

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عباس رمدانی  | 

شیوه های رویارویی با خشم در مدیریت

حضرت رسول اکرم(ص):من از فقر امتم بیم ندارم آنچه بر امتم بیمناکم سوء مدیریت است.


چكيده
شما به عنوان يك مدير درمورد خشم چه واكنشي از خود نشان مي دهيد؟ آن راواپس مي زنيد؟ آن را ابراز مي كنيد؟ يا اينكه اين احساس را همانند هيجانهاي ديگر،راحت مي پذيريد؟ طبيعي است كه يك مدير احساس عصبانيت ، آزردگي خاطر يا عجزوناتواني كند. باوركردن اينكه مدير باشيد و گاهي اوقات بدون داشتن هيجان خشم سازماني را اداره كنيد، مشكل است .
لازم است كه از نقش خشم در زندگي فردي و سازماني اطلاع داشته باشيم . هرچه اطلاعات يك فرد در اين مورد بيشتر باشد، براي مواجهه با آن موثرتر مي تواند گام بردارد.مديران گاهي احساس خستگي و نااميدي مي كنند و آن را با خشم پاسخ مي دهند. خشم هيجان طبيعي است . اينكه خشم چگونه و نسبت به چه كسي ابراز شود مي تواند مفيد يامضر باشد. خشم يك نشانه است ، كه پيامي با خود داردمثل آزردگي ، پايمال شدن حقوق و نيازهاي ارضا نشده فرد.
در اين مقاله ضمن پرداختن به تعريف خشم ، خشم منفي و مثبت به بررسي علل خشم و شيوه هاي رويارويي با آن و چگونگي كنارآمدن با آن مي پردازيم .

مقدمه
مديران به جهت اينكه مترصد انجام كار با ديگران و به وسيله ديگران هستند، بيشترگرفتار خشم و عصبانيت مي شوند. مهارت انساني يكي از ضروريات شغل يك مديراست ، لازم است مديران از جنبه هاي گوناگون اين مهارت آگاهي دقيق تري داشته باشند واين مهم درسايه شناخت حالتها و هيجانات مختلف خود و زيردستان و چگونگي مواجهه با آن حاصل مي گردد. عصبانيت يكي از هيجانات هر فرد - چه در مقام مدير ياغيرمدير - است .
برخي از مديران طبق عادت ، ناخرسندي خود از زيردستان را بروز نمي دهند تا آنكه در اثر يك اتفاق جزيي و كم اهميت ، ناگاه خشم و ناراحتي خود را آشكار مي سازند.بديهي است كه واكنش تند يك مدير نسبت به جديدترين مساله كه او را برآشفته كاملانامتناسب است . چرا كه شدت عصبانيت وي به واسطه انباشته بودن ناراحتيهاي گذشته است و نه به دليل تقصير جزيي اخير زيردستان . اين گونه مديران به مانند يك دادستان به شكل حساب شده و منظم همه اشتباهات يك زيردست را جمع آوري و ثبت كرده و دريك زمان مسلسل وار همه را به وي يادآور مي شوند. اين روش كاركردي نيست زيرا طرف مقابل را در يك موضع دفاعي قرار مي دهد و چه بسا كه آن فرد بسياري از خطاهاي گذشته خود را به خاطر نياورد. علت بكارگيري تاكتيك هاي اين چنين توسط برخي ازمديران ، اين است كه آنها براين باورند كه براي توجيه عصبانيت خود لازم است يك پرونده بزرگي از گله ها، شكايات ومدارك را تدارك ببينند. اما به واقع نيازي به انباشته كردن و سپس تخليه يك جا وناگهاني همه ناراحتيها نيست ، چرا كه اين حق مسلم هر مديراست كه از عملكرد نامطلوب زيردستان خود عصباني گردد و فرد مقصر را از ناراحتي خود مطلع سازد. چنانچه مدير ناراحتي و خشم خود را بلافاصله و در زماني مناسب بروز دهد از لحاظ روحي وعاطفي با خود و ديگران صادقانه برخورد كرده است . چنانچه همان لحظه اي كه توسط فردي ناراحتي شديد احساس خود را براي او بيان كنيد. بدون شك وي متوجه اشتباه خويش خواهدشد و اين گام مهمي است كه زيردستانتان بتوانندرفتار خود را اصلاح كرده و يا آن را توضيح دهند.

تعريف خشم
خشم (ANGER) عبارت است از يك واكنش بسيار نيرومند هيجاني كه درموقعيتهاي گوناگون (مثل وقتي كه به فرد اجازه حركت داده نمي شود، شي متعلق به وي از او گرفته مي شود يا اينكه موردحمله و تهديد قرار مي گيرد) شخص از خود نشان مي دهد. معمولا خشم به وسيله مجموعه اي از واكنشهاي بدني و ازجمله حالتهاي چهره و اعمالي كه مركز كنترل آن در سيستم عصبي است مشخص مي گردد (ساعتچي ، 1374و 355). خشم يك هيجان است و پرخاشگري (AGGRESSION) ابراز آن محسوب مي شود. پرخاشگري رفتاري است كه هدف آن صدمه زدن به خود و يا ديگري باشد(كريمي ، 1372، ص 269). آنچه در اين تعريف حائزاهميت است ، نيت رفتاركننده است ،يعني يك رفتار آسيب زا درصورتي پرخاشگري محسوب مي شود كه از روي قصد و عمدبه منظور صدمه زدن به ديگري يا به خود انجام گرفته باشد. فردي ممكن است خشمگين باشد و خشم خود را (به جاي روش پرخاشگري ) به طرق ديگر نشان دهد كه شايدبسياري از اين روشها صلح جويانه و آرام يا حتي سودمند باشد. برعكس ممكن است خشمگين نباشد ولي رفتار پرخاشگرانه داشته باشد.
خشم علت مساله نيست بلكه <نشانه اي > از يك مساله است (گلدهور،1375،ص 1). خشم واكنشي است غريزي در برابر، تهديد و نوميدي از رسيدن به اهداف وآرزوها. اگر جلو ابراز آن گرفته شود به درون بدن بازمي گردد و به صورت افسردگي ونگراني درمي آيد.


جنبه هاي مثبت و منفي خشم
زماني تصور مي شد <خشم > هيجاني است ويرانگر كه به هر قيمتي بايد سركوب گردد. اما امروزه معتقدند <خشم > هيجاني است كه اگر واپس زده شود براي انسان مشكلاتي ايجاد مي كند. برخي از خشم براي پالايش درون خود استفاده مي كنند و بعضي ديگر از ظهور هرگونه موج بر روي درياي آرامش طبيعي خود بيم دارند و مي ترسند كه خشم باعث شود كه كنترل شان را ازدست بدهند. درهر صورت خشم مي تواند جنبه مفيدو مضر داشته باشد در زير برخي از جنبه هاي مفيد آن بيان مي گردد.
1 - عملكرد مثبت : دنيا هميشه آن گونه اي كه ما تمايل داريم نيست و بنابراين نارضايتي امري متعادل است . اگر خشم وجود نداشت ، زندگي را همان گونه كه بود مي پذيرفتيم ،درنتيجه براي جامه عمل پوشاندن ديدگاهها و اهدافمان تلاش نمي كرديم .
2 - رهايي از فشار روحي : ابراز خشم مي تواند عامل مهمي براي كاهش استرس باشد،احساساتي كه واپس زده شده و سبب پريشاني و يا حتي بيماري مي گردند، آزاد مي شوند.
3 - نيل به هدف : انرژي موجود در خشم ، هيجاني است كه ما را در تحقق اهدافمان ياري مي دهد. استفاده صحيح از خشم مي تواند ما را در قاطع بودن و بيان احساساتمان وجستجوي آنچه كه در زندگي مي خواهيم ياري كند. اما اين استفاده بايد به شكل دقيق صورت گيرد (ريس ، 1376، ص 83).

جنبه هاي منفي خشم
خشم مي تواند يك هيجان مخرب نيز باشد. در زير برخي از جنبه هاي منفي خشم بيان مي گردد:
1 - زماني كه هريك از طرفين بر درستي نظرات خود تاكيد كنند، خشم مي تواند به برخوردهاي شديد ناشايستي منجر شود;
2 - خشم مي تواند باعث درك نادرست افراد از يكديگر شود واختلاف بين آنان را تشديدكند (ريس ،1376، ص 83);
3 - خشم ممكن است باعث ايجاد افكار غيرمنطقي شود. به جاي اصلاح اشتباه ،آزرده خاطر شده و به جاي درنظرگرفتن موقعيت كنوني به گونه اي نامناسب بربي عدالتي هاي گذشته تكيه گردد. به اين ترتيب هنگام ابراز عصبانيت ، تداعي خشم ابرازنشده گذشته ، كار آساني است و بنابراين خشم به نقطه اوج خود مي رسد و كنترل آن دشوار مي گردد.


موقعيت هايي كه باعث عصبانيت مي شود
هيچكس دوست ندارد خشمگين شود. برخي از اين بيم دارند كه اگر در زندگي شان عصبانيتي وجود داشته باشد اين عصبانيت آنها را نابود خواهدساخت . آنان در طول حيات خود خشم شان را بروز نمي دهند و اين خشم بعدا در موقعيتهاي خاص بطورناگهاني ظاهر مي گردد.
به طوركلي موقعيت هايي كه موجب عصبانيت مي گردند را مي توان به صورت زيرطبقه بندي كرد:
1 - زماني كه فرد به نوعي احساس بيهودگي ، تهديد و بي احترامي كند. به عبارت ديگرزماني كه راه رسيدن به هدف به وسيله عمل شخصي ديگر مسدود گردد;
2 - زماني كه فرد احساس كند به حقوق مسلمش تجاوز شده يا كسي درموردش اشتباه فكر مي كند (چيني ، 1375، ص 35);
3 - زماني كه حالت يا عمل شخص ديگر خاطرات يك كار ناتمام در گذشته را تداعي كند;
4 - زماني كه فرد خيلي شديد آزرده شده و نمي خواهد كه آسيب پذير بودنش را نمايان كند. بنابراين به جاي آن ، خشم خودرابه عنوان يك وسيله دفاعي بروز مي دهد
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عباس رمدانی  | 

12 درس مهم در خرده فروشي

يشتر خرده فروشان را مي توان به دو دسته تقسيم كرد: آنهايي كه در برابر تغييرات مقاومت مي كنند و آنها كه تغييرات را مي پذيرند. برترين خرده فروشان در دسته دوم جاي دارند. آنها نه تنها تغييرات را مي پذيرند، بلكه براي روبرو شدن و پاسخ دادن به تغييرات كاملاً آماده هستند. اگر شما 12 مورد كــــــاربردي كسب و كار خرده فروشي را به كار ببريد، كارهايتان را ساده تر، سودتان را چند برابر و احتمال موفقيت خود را افزون تر خواهيد كرد. اين درسها براساس سالها تحقيق و تجربه عملي صدها خرده فروش كوچك و متوسط در تمامي نقاط جهان است كه به درجات بالايي از موفقيت بي سابقه رسيده اند.

1 - خودتان را بشناسيد: علايق، مهارتها، تواناييها و محدوديتهاي خود را بشناسيد. حفظ كسب و كار فعلي خودتان بهتر از خلق يك شغل جديد است. براي اينكه خرده فروش، موفق شود، از خودگذشتگيهاي بسياري لازم است و شما بايد خود را آماده كنيد. نقش اساسي شما در ايفاي وظايفي از قبيل بازاريابي، فروش، و سرپرستي كارمندان است. اين تقريباً غيرممكن است كه يك نفر به تنهايي تمامي اين نقشها را به بهترين وجه ايفا كرده و بهترين نتيجه را هم بگيرد. شما بايد بدانيد كدام بخش را مي توانيد به تنهايي اداره كنيد و در كدام بخش به كمك احتياج خواهيد داشت. به همين خاطر است كه بايد با ديدي بي طرفانه نگاه دقيقي به تمامي نقاط قوت و ضعف خود بيندازيد.

2 - برنامه روبه جلو داشته باشيد: بسياري از فروشگاهها توسط افرادي اداره مي شوند كه آگاهي لازم درمورد كارشان را ندارند. اگر شما وروديها و خروجيهاي جاري كسب و كار خود را همانند يك مالك فروشگاه تخصصي نشناسيد، به زودي از كار بيكار خواهيد شد. از ديدگاه صاحبنظران، اصلي ترين دليل 80 درصد ورشكستگيها در كسب و كار، طي پنج سال نخست، معمولاً پول نيست. بلكه فقدان اطلاعات و دانش صحيح است. رمز موفقيت شما در اين است كه بدانيد چگونه مي توان با اجراي يك برنامه تجاري موثر، تصميمات صحيح گرفت.

3 - صنعت خود را بشناسيد: اگر شما معناي دانش انجام كار را به درستي درك كرده باشيد، مي توانيد از يك گوشه رقابتي بزرگ سود ببريد.

تفاوتهاي شاخصي كه قادرند بقا شما را در آينده به چالش بكشند، عبارتند از: رقابت، اندازه، خدمات، موقعيت، بازاريابي، دستيابي، نوع مشتريان، تامين كنندگان و استراتژي هاي قيمت گـــذاري رقبا، محيط بازار، محيط كسب و كار محلي، ظرفيت خالي فضاهاي تبليغاتي، ميانگين درآمد خانوار، سطح تحصيلات، گروه سني، جمعيت نژادي، و آمار مشتريان بالقوه.

4 - مشتريان خود را درك كنيد: آيا به صحبتهاي مشتريان خود گوش مي دهيد؟ كسب و كار خود را طوري تنظيم كنيد كه به مشتريان خود آن چيزي را بدهيد كه مي خواهند، و خواهيد ديد كه آنها از شما خريد خواهندكرد و باعث رونق كسب و كار شما مي شوند.

5 - سوابق مــــالي خوب را حفظ كنيد: اگر نمي دانيد كه پول شما كجا مي رود، به زودي بازي را واگذار خواهيد كرد. در بازي تجارت كه با رايانه بازي مي شود - و امتيازها براساس دلار و سنت است - سوابق مالي خوب به مثابه تجهيزات راهبري هواپيما هستند، كه به شما ميزان ارتفــــــاع، جهت و سرعت را انتقال مي دهند.

6 - نقدينگي خود را مديريت كنيد: اين مهم نيست كه فروشگاه شما چه اندازه منحصر به فرد است؛ بلكه كسب و كار شما بدون نقدينگي جريان نخواهد داشت. نقدينگي مانند خون و نيروي حياتي كسب و كار شماست. پولي كه به فروشگاه شما وارد يا از آن خارج مي شود اجزا حياتي است كه كسب و كار شما را ازنظر مالي سالم نگه مي دارد. صورتحساب جريان نقدينگي ماهانه، نشان دهنده مقدار پول در ابتداي دوره و سپس نشان دهنده مقدار نقدينگي دريافتي از منابع مختلف و علل پرداخت پـــــول است. اگر هوشمندانه بودجه بندي كنيد و اختلاف درآمد و مخارج ماهيانه را بدانيد، نگران بي پول شدن نخواهيد بود.

7 - روشهاي مديريت سالم را به كار ببريد: مالك فروشگاه، همان مدير فروشگاه است. اين جمله بيانگر اين مطلب است كــــه با فكر و اراده كسب و كار خود را از بالا تا پايين اداره كنيد. شما بايد در تصميمات خود، به مشتريان پيشنهاد خدمات بدهيد، منابع و زمان را مديريت كنيد، و بدانيد كه چگونه تجارت كرده و كسب و كار را به بهترين وجه ممكن اداره كنيد. از كاركنان خود قدرداني كنيد، آنها باارزش ترين سرمايه شما هستند.

كاركنان خود را آموزش دهيد و به آنها اطمينان خاطر و مهارت ببخشيد تا كارشان را بهتر انجام دهند. به كاركنان خود فرصت رشد بدهيد. با آنها رفتار مناسبي داشته باشيد و به اندازه ارزشي كه دارند به آنها مزد پرداخت كنيد. در مقابل، آنها به شما كمك خواهندكرد تا در كسب و كار خود به موفقيت برسيد.

8 - تصوير و ذهنيت ممتاز خود را توسعه دهيد: تصويرو ذهنيتي كه شما ايجاد مي كنيد بسيار مهم است و تمامي حوزه كسب و كارتان را به هم متصل مي كند. درواقع ادراك مشتريان شما از: نام فروشگاه، موقعيت آن، ظاهر، ساختمان، تزئينات، ورودي، طبقات، درها، باجه ها، مبلمان اتاقها، اتاق انتظار، محصولات، قيمتها، كالاهاي درمعرض ديد، علامتها، پنجره ويترينها، كارت ويزيت، فاكتورها، بروشورها، جنس تبليغات، خدمات مشتريان و تمامي چيزهايي كه مربوط به كسب و كـــــار شما مي شود شكل مي گيرد.

درست يا غلط، تصويري كه شما از خود در ذهن افراد ديگر ساخته ايد ممكن است باعث بهبود يا تضعيف موقعيت شما شود.

9 - دارائيهاي خود را كنترل كنيد: نقش دارايي شما، ايجاد فروش است. تمامي فروشگاههاي خرده فروشي نياز به مديريت دارائيهايشان دارند.
اين پول شما است كه روي قفسه نشسته است و نمايانگر بخش بزرگي از سرمايه كاري شمـــاست. خرده فروشان كوچك كه فقط قفسه هاي فروشگاهشان را تماشا مي كنند، نمي توانند تعادل مناسبي را بين مقدار صحيح كالا و خواسته هاي احتمالي مشتري برقرار كنند. معاملات اين خرده فروشان از فقدان اطلاعات راجع به رنگ، سايز، گرايش و اولويتهاي مشتري متضرر خواهد شد. بدون كنترل كافي، دارائيها آرام آرام شامل مرور زمان شده، كالاهاي كهنه و معيوب در مغازه مانده و براي خرده فروشان بسيار گران تمام مي شوند.

10 - براي درك كامل طبيعت خرده فروشي خريد و براي سود قيمت گذاري كنيد: چيزي كه بايد با آن شروع كرد اين مفهوم است كه قيمت اوليه كالاي شما، برآوردي موقت از چيزي است كه مشتري تمايل به صرف كردن دارد. بيشتر فروشگاهها براي بالابردن قيمت اجناس در كالا يا خدمات مستعمل از تابلوي سر در (KEY STONE) استفاده مي كنند. چيزي كه آنها كم دارند، استراتژي قيمت گذاري برمبناي محاسبه مورد به مورد براي نظم، پيشرفت، و كالاي زير قيمت است. براي ترقي در فروش، خرده فروشان بايد روي اقلام، قيمت و كارايي تمركز كنند و با تعداد زيادي جشن، زرق و برق و سرگرمي به سمت افزايش فروش خود گام بردارند. بــراي رقابتي شدن، به نمايشهاي حرفه اي (TRADE SHOWS) توجه كنيد، در گروههاي خريد مشاركت كنيد، و به دنبال توليدكنندگــاني باشيد كه به شما اين امكان را مي دهند كه با خريد عمده، كالا را زيرقيمت و به قيمت عمده فروشي خريداري كنيد. با پيشنهاد قيمت هوشيارانه جديد و با ارزش به مصرف كننده، قادر خواهيدبود: مشتريان بيشتري جلب كنيد، ميانگين معاملات فروش خود را افزايش و فرصتهاي بيشتري را به مشتريان جهت ملاقات از فروشگاهتان بدهيد.

11 - از حرفه اي ها درس بگيريد: براي تسلط يافتن در مهارتهاي اداره يك كسب و كار، نيازمند تجربه بسياري هستيد. در ابتدا بايد موارد زير را درنظر داشته باشيد: چگونه، چه كسي، چه چيزي، كجا، چه وقت، چه اندازه و چند وقت به چند وقت بايد دادوستد كرده و براي ايجـــــاد يك توسعه سودآور براي كسب و كارتان تبليغ كنيد. دوم اينكه چگونه، دارايي، افراط در خريد، پايين آوردن قيمت، بازگشت سرمايه، زمان بندي، تحويل، مخارج و طرح ريزي فروش را كه چرخه سود فصلي را به سرعت پايين و بالا مي كند، مديريت و تنظيم كنيد.

12 - درهنگام نياز كمك بخواهيد: براي ايجاد يك فرايند بزرگ توسعه، مشاركت و مساعدت از محيط خارج، مي تواند قدم بزرگي براي شروع باشد. براي كمك گرفتن مغرور نباشيد؛ ما همگي گاهي اوقات نياز به كمك داريم.

منبع : تدبیر ش 159
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عباس رمدانی  | 

9 گام طلایی برای جذب مشتری

. برای جذب مشتری جدید هیچ گاه از مشتری قدیمی غافل نشوید :

اگر چه جذب مشتری جدید کاری جذاب است ولی اگر مشتری قدیمی چنین بپندارد که اهمیت خود را از دست داده است از شما دور خواهد شد .

2.پس از بروز مساله(از نظر ارتباط با مشتری)هر چه سریع تر آن را حل کنید :

هیچ سازمان، کالا یا خدمتی نمی تواند برای همیشه کامل باشد. در ارتباط سازمان با مشتری امکان دارد، مساله یا شکایتی به وجود بیاید.اگر سازمانی بتواند ثابت کند که در برابر مشتری پاسخ گوست و برای او ارزش قائل شود، در آن صورت شکایت تبدیل به ابراز نظر مثبت و موجب افزایش وفاداری مشتری خواهد شد.معمولا افراد آخرین رویداد را بیشتر در ذهن خود نگه می دارند و اگر آخرین رویداد این باشد که سازمان برای حل مساله دریغ نکرده است، این اقدام میتواند موجب حفظ و تقویت ارتباط با مشتری شود.کل داستان در این است که مشتریان ناراضی بیش از مشتریان راضی، دوست و رفیق دارند.از همین دیدگاه تمایل بیشتری دارند که درباره حرکت نامناسب یک فروشگاه یا نارضایتی خود از یک محصول و خدمات به دوستان، خانواده و همتایان بگویند، ولی درباره خوبی سازمان یا فروشگاه سخن زیادی بر زبان نمیارند.

3.همیشه حالت بدون باخت به وجود بیاورید :

هیچ گاه نباید مشتری بازنده باشد. اگر در یک معامله مشتری بازنده باشد، احتمال کمی وجود دارد که باز هم به آن فروشگاه مراجعه یا از همان محصول استفاده کند.در اینجا دو راه حل وجود دارد که هم مشتری و هم فروشنده می توانند برنده باشند: الف) فروشنده برای حفظ مشتری و افزایش وفاداری او در مواردی سود کم را تحمل کند.البته برای یک دوره کوتاه مدت.    ب) دادن پاداش، بابت وفاداری مشتری که در نتیجه در هر معامله سود فروشنده اندکی کمتر می شود ولی با افزایش تعداد مشتری ها این کمبود جبران خواهد شد.

4.همیشه حق با مشتری نیست ولی مساله مهم تفهیم این موضوع به مشتری است:

اغلب مشتری مرتکب اشتباه می شود.امکان دارد مشتری انتظارات نامعقولی داشته باشد.این یک واقعیت است که سازمان بدون مشتری نمی تواند وجود داشته باشد اما کارکنان واحد فروش باید بتوانند به مشتری تفهیم کنند که اشتباه از جانب او بوده است، ولی باید در این کار ظرافت عمل وجود داشته باشد.

5.مشتری خواستار لذت است نه تامین رضایت:

فقط تامین رضایت مشتری موجب ایجاد وفاداری وی نسبت به سازمان نخواهد شد،بلکه لذت بردن از محصول و خدمات موجب افزایش وفاداری خواهد شد. اگر سازمان ها بتوانند با مشتریان صمیمی شوند و به خواست مشتری گوش دهند موجب خواهند شد که آنان از این رابطه لذت ببرند. برای اینکه مشتری از محصول لذت ببرد نباید هزینه محتمل شود. اگر خدمت ارائه شده از حد انتظار بیشتر باشد، موجب لذت بردن وی از این خدمت خواهد شد.

6.نباید فراموش کرد که مشتری حق انتخاب دارد :

از آنجا که بازارها روز به روز بیشتر می شوند، هیچ سازمانی نمی تواند در مورد وفاداری مشتریان مطمئن باشد. بسیاری از مشتریان به ظاهر راضی به محض اینکه روزنه ای پیدا شود به شرکت رقیب روی می آورند. هر سازمانی که متوجه وجود فرصتی شود باید تماس های خود را با مشتریان بیشتر و رابطه را تقویت نماید. یک تلفن به مشتری برای آگاهی از دیدگاه وی درباره خرید می تواند رابطه را تقویت نماید.

7.برای پی بردن به خواست مشتری به حرف های او گوش فرا دهید:

دوره ای که سازمان ها تصمیم می گرفتند چه کالایی را عرضه کنند و سپس آن را به مشتری تحمیل می کردند به سرعت به پایان می رسد. تنها راهی که می توان متوجه خواست مشتری شد این است که به حرف های آن ها گوش فرا دهیم. اگر کسی حرف بزند و ما به او گوش ندهیم، با ما خداحافظی خواهد کرد. ارتباط بامشتری بر پایه همین اصل قرار دارد. یکی از سریعترین راه ها برای از دست دادن مشتری این است که آنها را نادیده گرفته و به آنها توج نکنیم.

8.درباره کالا و خدمات دیدگاه مثبت داشته باشید:

کسانی که برای یک سازمان کار می کنند باید در مورد آن سازمان و محصولات آن همواره تصویر مثبتی به مشتری ارائه کنند. می گویند یک کارخانه بزرگ تولید خودرو دارای دو توقفگاه بود. توقفگاه نخست که از خیابان مجاور قابل مشاهده بود متعلق به آن دسته از کارکنان بود که با خودروی تولیدی همین شرکت به محل کار خود می آمدند. کارکنانی که با خودروهای تولیدی شرکت های دیگر به آنحا می آمدند ناگزیر بودند در توقفگاه دوم، دورتر از خیابان مجاور توقف کنند . شرکت دارای این دیدگاه بود که اگر مشتریان بالقوه مشاهده کنند که کارکنان شرکت از محصولات شرکت های رقیب استفاده می کنند ، این پرسش در ذهن آنها خطور می کرد.

9.خود را به جای مشتری بگذارید تا احساسات او را درک کنید:

 همیشه ارزش آن را دارد که خود را به عنوان مشتری بدانید که به سازمان وارد می شود. همیشه خود را به جای مشتری بگذارید و آنگاه بپرسید: آیا این سازمان از ورود من استقبال به عمل می آورد؟ هر قدر مشتری را بیشتر درک کنید توازن بین مشتری و محصول به صورتی در می آید که کفه ترازو به نفع مشتری سنگین تر خواهد شد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عباس رمدانی  | 

9 گام طلایی برای جذب مشتری

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عباس رمدانی  | 

مرز آرامش در 60 گام

گام1: فهرستی از موفقیت هایی را که تا کنون نصیبتان شده را تهیه کنید.

گام2: هر چند وقت یک بار به میان طبیعت بروید و در محیطی سبز و سرشار از آرامش قدم بزنید.

گام3:وان حمام را پر از آب گرم و صابون کنید ، داخل وان بنشینید و تمام تنش ها را با تنفس عمیق و استراحت از خود دور کنید.

گام4: هر روز به جمله های زیر و جملاتی از این قبیل فکر کنید.

·       تا زمانی که خودتان نخواهید ، هیچ کس نمی تواند تحقیرتان کند.(تئودور روزولت)

·       روزی شخصی بودایی را فحش و ناسزا میداد ، بودا به وی گفت:از تو به خاطر این هدیه عالی تشکر میکنم!اما متاسفم که نمی توانم هدیه ات را بپذیرم ، راستی اگر کسی به من هدیه ای دهد و من هدیه را قبول نکنم به چه کسی تعلق خواهد داشت؟

·        خواه فکر کنید کاری را میتوانید انجام دهید ، خواه فکر کنید که از انجام کاری ناتوان هستید ، همیشه حق با شماست.(هنری فورد)

·       عشق از آن جهت در ما به ودیعه گذاشته شده که آن را به دیگران ببخشیم.

·       قلمرو خداوند درون ما انسانهاست.

·       هر کاری را که دوست داری انجام بده پول خود به دنبال آن می آید.

·       به دنبال رستگاری و سعادت خود باش.

·       از صمیم قلب خودت را دوست داشته باش.

گام5: در تعطیلات آخر هفته ، فقط به تفریح و استراحت بپردازید.

گام6: تلاش کنید همیشه مثبت بیندیشید.

گام7: به خاطر داشته باشید که هر گاه در کاری سرگردان می مانید ، در حال آموختن نکته ای جدید هستید.

گام8: تا آنجا که لازم است خودتان را به مبارزه بطلبید ، نه بیش از اندازه.

گام9: در هفته یک شب تلویزیون خود را خاموش نگه دارید تا مغزتان استراحت کند.

گام10: در روز عشق(والنتاین)برای خودتان کارت تبریک بخرید.

گام11: هر چند وقت یک بار به یک مکان مقدس بروید و با خدا راز و نیاز کنید.

گام12: هر چند وقت یک بار بیرون از خانه غذا بخورید.

گام13: با کسی که از صمیم قلب دوستش دارید تلفنی صحبت کنید.

گام14: خود را در آیینه نگاه کنیدو از دیدن زیبایی هایتان لذت ببرید و خدا را به خاطر این نعمت شکر گذار باشید.

گام15: اهداف خود را بنویسید و با آنها زندگی کنید.

گام16: در هدف گذاری واقع بین باشید.

گام17: وسواس را از زندگی خود حذف کنید ، در این صورت هیچ کاری نمیتوانید انجام دهید.

گام18: برای خود تعهد مشخص کنید و به آن وفادار باشید و تا می توانید برای آن حرکت و تلاش کنید ولو آن که نتیجه دلخواه شما نباشد.

گام19: همیشه لبخند بزنید.(لبخند و خنده تفاوت دارند)

گام20: تاخیر در انجام کاری بهتر از انجام ندادن آن است.

گام21: هنر سوال کردن را بیاموزید.

گام22: برای خودتان یک مشاور برگزینید و از راهنمایی های او استفاده کنید.

گام23: شرقی ها اعتقاد دارند که آب جاری منبع انرژی های مثبت است و ضروری در زندگی است.پس هر چند روز یک بار زیر دوش بروید و بگذارید جریان آب تمام عضلات را ماساژ بدهد.

گام24: ده بار تنفس عمیق بکشید.

گام25: هنگام راه رفتن و نشستن سرتان را بالا بگیرید و قوز نکنید.

گام26: گاهی اوقات تند تند راه بروید.

گام27: وقتی در کاری موفق می شوید،با خریدن یک هدیه برای خودتان موفقیتتان را جشن بگیرید.

گام28: استفاده از فرصت ها را بشناسید.

گام29: برای خودتان گل بخرید.

گام30: هر وقت احساس تنش کردید ، به موسیقی مورد علاقه تان گوش دهید.

گام31: تکرار عبارات تاکیدی را فراموش نکنید.برخی عبارات تاکیدی مهم در زیر آمده است.

·  هر روز هر قدمی که بر می دارم بهتر و بهتر می شوم.

·  من این وضعیت را به عشق الهی می رسانم و به بهبود آن اعتماد کامل دارم.

·  نعمت های کائنات بی شمار هستند از این رو همواره احساس وفور نعمت کرده و می دانم به تمام خواسته های بر حق خود می رسم.

·  من کسانی را که در حقم بدی کرده اند می بخشم و آزاد می شوم.

·  من مسئول تمام اتفاقاتی که برایم می افتد هستم.

·  من آرام هستم و می گذارم تا همه اتفاقات خوب و شگفت امگیز برایم رخ دهند.

·  امروز، کنترل زندگی خود را در دست می گیرم.

·  اهمیت ندارد که چه اتفاقی رخ می دهد،نور درونم از من حمایت می کند.

·   من عاشق زندگی هستم و زندگی نیز عشقش را نثار من خواهد کرد.

با هر دم و بازدم خدا را شکر میکنم.

گام32: به هر آهنگی که دوست دارید گوش دهید و با آن برقصید.

گام33: نعمت سلامتی خود را قدر بدانید.

گام34: هنر نه گفتن را بیاموزید.

گام35: هنگامی که کودکان بازی می کنند در آنها دقیق شوید.

گام36: هر چند وقت یکبار خانه تکانی کنید.

گام37: آمدن بهار را جشن بگیرید.

گام38: کارهایی را که باید در طول روز انجام دهید مرور کنید.

گام39: هر روز، به بازنگری کارهای همان روز بپردازید.

گام40: از کسانی که شما را مورد ستایش قرار می دهند، تشکر کنید.

گام41: خودتان را مورد تحسین و ستایش قرار دهید.

گام42: سعی کنید روزهای تعطیل کمی بیشتر استراحت کنید و بخوابید.

گام43: گاهی اوقات تنها ماندن را تجربه کنید.

گام44: حیوانات اهلی و دست آموز را نوازش کنید.

گام45: باغچه کوچکی برای خود درست کنید و هر چه دوست دارید در آن بکارید.

گام46: به یک دوست قدیمی زنگ بزنید.

گام47: به پارک رفته و چرخی بزنید و گلها را بو کنید.

گام48: زمانی که زیر دوش می روید آواز بخوانید.

گام49: سالی دو مرتبه خون بدهید.

گام50: نامه ای بنویسید و در آن از خود انتقاد کنید.

گام51: هر روز چند واژه جدید بیاموزید.

گام52: شکر گزار باشید.

گام53: هر از گاهی به گورستان بروید این کار باعث می شود که دید شما نسبت به زندگی عوض شود و زیستن در الان جاودان را بیاموزید.

گام54: مدتی از وقت خود را به کتابخوانه بروید و کتاب بخوانید.

گام55: یک روز در هفته گیاه خواری کنید.

گام56: قبول کنید که انسان جایز الخطا است.

گام57: یک مهارت جدید بیاموزید.

گام58: به اطرافیان اثبات کنید که برایشان ارزش قائل هستید.

گام59: برای بهبود وضعیت خود تلاش کنید.

گام60: توجه داشته باشید که چه زمانی باید در نگرش ها تغییر ایجاد کنید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عباس رمدانی  | 

12روش برای ایجاد نشاط در زندگی

1.   به خود اجازه دهید تا شاد باشید .

حتما در زندگی خود موفقیت هایی کسب کرده اید که دوست داشته باشید شاد باشیدو لذت ببرید ولی در همان زمان  زمزمه ای در سر خود شنیده اید که: الان وقت شادی نیست.انسان موجود خارق العاده ای است که قادر است در آن واحد بسیاری از حیجانات و احساسات را در ذهن خود تداعی و حس کند. هر گاه خود را از لذایذ زندگی بی  نصیب کنید یعنی از یک زندگی کامل محروم کرده اید.اینجاست که باید با خود عهدی ببندید و آن این است که موجب این پیمان به خود اجازه بدهید که از هر چیز پسندیده ای لذت ببرید.پ

شادی و نشاط را در طبیعت پیدا کنید.

 

      2.   شادی و نشاط را در طبیعت پیدا کنید.

آن قدر در برنامه روزانه خود غرق نشوید که از زیبایی های دنیای اطراف غافل شوید. هر چیزی که دارای استعداد بالقوه باشد میتواند برای شما شادی آور باشد این نکته را سر لوحه زندگی خود و فرزندانتان قرار دهید.

 

 3.   به دنبال عوامل اصلی ایجاد شادی و نشاط باشید.

منتظر نباشید تا شادی به دنبال شما بیایید بلکه شما به دنبال انجام کارهایی باشید که به زندگیتان نشاط هدف و معنا بدهد. مثلا خوب است که به فکر نوشتن یک برنامه زندگی برای خود باشید. برنامه ای که در آن نکاتی درج شده که رعایت آن ها انگیزه ی شادی و نشاط را در شما زنده میکند.مواردی از این قبیل عشق ورزیدن بالا بردن سطح سلامتی و نشاط بچه ها تحکیم روابط دوستانه بودن فردی مجرب و قابل اعتماد تکیه گاهی مطمئن برای افراد کم تجربه و نا آزموده و بدین ترتیب داشتن زندگی پر محتوا.

 

4.       به هشدارهای درونی شادی بخش توجه کنید.
شادترین مردم کسانی هستند که راه خود را در زندگی پیدا کرده اند و راهکارهای لازم را برای رسیدن به هدفشان و کسب شرایط بهتر چه از نظر روحی و چه از نظر جسمی به دست آورده اند. به عنوان مثال ، اگر از موقعیت شغلی خود و در آمدتان راضی نیستید طوری که روحیه و انگیزه کار را از دست داده اید این پایان راه نیست بلکه با یک راهکار کوچک ، می توانید خود را از نظر روحی تقویت کرده و در خود انگیزه ایجاد کنید.

5.       شادی را خلق کنید.
انجام کارهای خارج از منزل ، تنظیم مخارج خانواده و یا حتی پرداخت صورتحساب های منزل از جمله کارهایی هستند که به شما کمک می کنند تا قابلیت های خود را پیدا کنید و به حس خودباوری برسید و از این حس لذت ببرید . بدین ترتیب شما میتوانید بازتاب این اعمال را در چهره راضی خانواده پیدا کرده و ببینید.

6.       ایجاد صداهای موزون و خوش آهنگ.
شوخ طبع باش، ترانه های روح بخش بخوان، از طریق صدا حس لذت و رضایت از زندگی را منتقل کن ، رضایت را با صدای بلند ابراز کن، سعی کن با دیگران بخندی اما یادت باشد هرگز به دیگران نخند.

7.       شادیمان را تقسیم کنیم.
با تقسیم شادی هایمان با دیگران می توانیم آن را شدت ببخشیم. فرمول ساده دیگری که من آن را در زندگی دنبال می کنم این است که همیشه سعی می کنم شخص مقابلمان را خوشحال کنم. امتحان کنید خواهید دید که چه احساس خوبی به شما دست خواهد داد.

8.       از فرط شادی به هوا بپرید.
شما در حالت عادی و به طور معمول به بالا و پایین نمی پرید(گر چه ، اگر احساس می کنید انجام این کار اشکالی ندارد و شما را راضی می کند چرا که نه ؟) این حالت زمانی رخ می دهد که شما از موضوعی که باعث نگرانی و ناراحتی شما بوده رضایت و خشنودی کسب کرده باشید . اگر شما فرد پر ذوق و شوقی باشید افرادی هم که با شما در تماسند تمایل پیدا می کنند تا در این شادی شریک شوند یعنی از شما انرژی مثبت بگیرند.


9.       اگر شادی را در میدان دید خود پیدا نمی کنید پس چشم انداز را تغییر دهید.
چشم های خود را به چیزی بدوزید که به شما انرژی مثبت می دهد، در غیر این صورت میدان دید خود را تغییر دهید که آن مورد می تواند یک فاکتور کوچک یا بالعکس بزرگ باشد. به عنوان مثال: من یک باغبان عاشق هستم، من اغلب به حیاط نگاه می اندازم به این منظور که چه کارهایی لازم است تا انجام دهم و این کار را با عشق انجام می دهم و از انجام دادنش انرژی می گیرم کارهایی از قبیل شخم زدن خاک، کندن علف های هرز ، کوتاه کردن شاخه های درختان و ...   و باید بگویم که من به عکاسی نیز علاقه مندم و یک عکاس آماتور هستم تمام چشم انداز من یک شاخه گل یا برگ درخت است ولی با این وجود از درون آن لنز و از آن چشم انداز کوچک و ساده زیبایی های زیادی را می بینم و لذت می برم. گاهی لازم است که حوزه دید خود را گسترش دهید، کنار مشکلات بایستید و روی آن تمرکز داشته باشید و در حین تمرکز ، با فکر کردن بر روی مسائلی که به شما انرژی مثبت می دهد بر مشکل غلبه کنید.   

10.   پیش به سوی پیروزی.
گاهی اوقات رتهی که شما در آن قدم گذاشته اید مایوس کننده است و دیگر فرق نمی کند که چقدر حرکتتان کند است یا نگاهتان سرد است. در واقع، افق دید شما کور شده است، این سوپاپ اطمینانی که دیگر وقت آن رسیده که روش جدیدی را در زندگی در پیش بگیرید و برای دستیابی به این روش نیاز به برداشتن گامی بزرگ نیست بلکه با یک قدم کوچک به اندازه قدم یک کودک می توان این تحول را ایجاد کرد. باید در پی دستیابی به یک برنامه ترغیب کننده و جدید در کارتان باشید از مسیرهای مختلف به منزل بروید ، با همسایه های جدید آشنا شوید. زبان جدید یاد بگیرید. با کسی دوست شوید که فکرش با شما متفاوت است . راه ها محدود نیستند اگر بخواهید می توانید از مسیرهای دیگری نیز وارد شوید.

11.   با نشاط از خواب برخیزید.
به محض اینکه صبح از خواب بیدار می شوید به اولین چیزی که میتواند شما را خوشحال کند فکر کنید و لبخند بزنید. یک لبخند ساده می تواند به شما حس امیدوار کننده ای نسبت به روزی که در پیش دارید بدهد. یا قبل از اینکه کارهای روزانه را شروع کنید، به یک فضای سبز بروید، ورزش کنید به آوای پرندگان گوش کنید بدین ترتیب شما می توانید مقاومت بدن را در مقابل استرس ها بالا ببرید و سیستم ایمنی بدنتان را نیز تقویت کنید و در ضمن شادی را به زندگی بیاورید.

12.   به دنبال داشتن برنامه ای مفرح باشید.  
اگر شما برنامه ای داشته باشید که مشتاقانه در انتظار انجامش باشید، انتظار انجام آن می تواند روز شما را تا موقع انجام آن کار با نشاط و پر کند(انرژی مثبت). این برنامه نباید حتما برنامه شلوغ و حجیمی باشد بلکه می تواند در یک پیک نیک خانوادگی با غذا خوردن با یک دوست خوب خلاصه شود. حداقل هر سه هفته یک بار یک برنامه تفریحی این چنینی در تقویمتان ثبت کنید شما می توانید در انتظار شادی بودن را تجربه کنید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عباس رمدانی  | 

فکر می کنید چه قدر جذاب هستید

جذابیت چیزی است جدای از زیبایی. یک نفر می تواند چهره زیبایی نداشته باشد ولی فوق العاده جذاب باشد و همچنین می تواند بسیار زیبا باشد ولی جذاب نباشد. حتما می دانید که کدام یک از این دوحالت دوست داشتنی تر هستند . جذابیت و گیرایی یک ویژه گی اکتسابی است و ما آگاهانه یا نا آگاهانه آن را کسب می کنیم.

چگونه می توان جذاب بود:

1.ظاهری آراسته داشته باشید.

مرتب باشید، هماهنگی و پاکیزگی شما ناخود آگاه شما را جذاب می کند. بعضی ها بر اساس تصوری نادرست برای جذاب شدن به تکاپو می افتند و به شکل های عجیب و غریبی لباس می پوشند که این مساله از جذابیت آنها می کاهد.

2.بیشتر سکوت کنید.

غالبا افراد فکر می کنند برای اینکه جذاب تر شوند، باید بیشتر شلوغ کنند. سکوت یک تاثیر ذهنی و روانی می گذارد. در سکوت فرد در پیرامون خود خلا ایجاد می کند و هر خلایی جذب را سبب می شود.آنها که بیشتر صحبت می کنند از جذابیت خود می کاهند؛ولی سکوت و گوش دادن بیشتر، شما را عاقل تر و باتجربه تر معرفی می کند.البته سکوتی که از اعتماد به نفس سرچشمه بگیرد.

3.نرم و ملایم سخن بگویید .

وقتی نرم و ملایم سخن می گویید جذاب و محبوب می شوید.جذابیت به تقلا و تکاپو نیاز ندارد، بلکه به آرامش و ملایمت نیاز دارد. آدم های عصبی و خشن غیر قابل اعتمادند و جذابیتی ندارند.

4.فرد محترمی باشید.

بی احترامی به خود و دیگران و بی ادبی در کلام و رفتار از جذابیت شما می کاهد. افراد مودب و متین و محترم بی تردید جذابند و این جذابیت از دروشان موج می زند.

5.زیاد شوخی نکنید اما فراوان تبسم کنید.

شوخی کردن فراوان از انرژی ذهنی وجذابیت شما می کاهد چرا که شوخی فراوان به تدریج مرزها را از بین می برد، به تکاپوی فراوان شما می انجامد و صحبت بسیار به دنبال دارد و چه بسا که به بی احترامی به خود و دیگران منجر شود. متبسم باشید زیرا تبسم به چهره شما جذابیتی عمیق و ژرف می بخشد. در تبسم، سنگینی متانت و جذابیت وجود دارد، ولی در خنده و شوخی فراوان سبکی.

6.قاطعیت یعنی جذابیت.

کسانی که هدف های مشخص و ارزش های معینی دارند بی استثنا جذابند. کسانی که قدرت "نه" گفتن دارند و بازیچه این و آن نمی شوند، جذابند. شخصیت هایی جذاب و تائثیرگذارند که بسیار مصمم هستند و اعتماد به نفس دارند.

7.امیال و غرایز خود را کنترل کنید.

کسانی که بر امیال و غرایز خود تسلط بیشتری دارند، از جذابیت معنوی بیشتری برخوردارند. آنها که مدام در پی ارضای امیال خود به سر می برند، نمی توانند خود را کنترل کنند و خصوصا به نگاه و زبان خود تسلط ندارند، این افراد جذابیتی ندارند. بر امیال خود مسلط باشید نگویید دیگران چه می دانند که من تا چه اندازه بر خود مسلط هستم. کاهش انرژی ذهنی و جذابیت درونی و روانی شما به هر حال خود را به شکلی نشان می دهد که از جانب دیگران کاملا درک می شود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عباس رمدانی  | 

خدا در درون توست ، کشفش کن!

انسان آن قدرها که به نظر می آید،

کوچک و حقیر نیست.

او تمامی آسمان و کائنات را در خویشتن دارد،

او همه ی هستی را در خویشتن پیچیده است.

آری، او در ظاهر شبنمی بیش نیست،

اما در دل، اقیانوسی بی کران پنهان کرده است.

علم، به همین ظاهر محدود پرداخته است؛ ظاهر

شبنم.

آنهایی که به ژرفای هستی آدم فرورفته اند،

با شگفتی دریافته اند که

هرچه بیشتر در این بی کرانه غرق شوند،

او را بی کرانه تر می یابند.

هنگامی که به هسته مرکزی وجود آدمی می رسی،

درمی یابی که او با هستی یگانه است.

او همه ی جهان است.

این است تجربه ذات الهی در انسان.

به درون خویشتن سفر کن.

به ژرفای خود برو.

خدا در توست.

کشفش کن.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عباس رمدانی  |